تبليغاتX
بهاره - نامه بیست و یکم

 

از آن شبی که پریدی ز آشیانه من..

صدای گریه بلند است از ترانه من..

 

قرار بخش دلم ، یاد لحظه لحظه تست..

ستاره  های شبم اشک دادنه دانه من..

 

به هر بهانه که باشد ، به گریه روی آرم..

غم فراغ توهم، بهترین بهانه من..

 

مگر ز خاطر افسرده ام توانی رفت ؟..

که بوی عطر تو دارد هوای خانه من..

 

همیشه شانه من زیر بار منت تست..

از آنکه ریخت شبی زلف تو ، به شانه من..

 

منم پرنده بی جفت بیشه های سکوت..

بیا که نغمه برآری ز آشیانه من...

 

به عشق ، شهره ی شهرم که از عنایت دوست..

ز هر لبی شنوی شعر عاشقانه من..

 

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 21:55 توسط آرام |